وصیت نامه شهید محمد اتابه

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اشهد ان لااله الا اللّه و اشهد ان محمداً رسول اللّه، و اشهد ان علی ولی الله

با تقدیم و درود و سلام به محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج) ارواحنا فدا و نایب بزرگوار و عزیزش خورشید تابان امید محرومان، پدر یتیمان، جان دهنده به این تنهای بی جان، امام خامنه ای و درود و سلام به شهدا و خانواده گرانقدرشان و بر رزمندگان پر توان اسلام.
شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم و شرک و الحاد می زند و خواهد زد و تاریخ اسلام این را ثابت کرده است، من نیز در پوست خود نمی گنجم و پاهایم به امر من نمی باشند و خویش را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به درآیم، جنگ در سوریه «جنگ ما» جنگ علیه کفر است و ملت ما باید خودش را آماده هرگونه فداکاری نمایند و در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام و با خلوص نیّت پیدا کنیم.
خدمت پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم و از آن بزرگواران طلب بخشش می کنم. و ای عزیزان شما حق بزرگی بر گردن من داشتید و باید ببخشید که نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و جبران آن هه محبت ها را بکنم. اما چه کنم که، همین مقدار امانت در دست شما بودم و قول می دهم ان شاءالله اگر شهید شدم و خداوند این حقیر را جزء شهدا قرار داد حتماً شما را شفاعت خواهم کرد و زبان ناقص و قاصرم توانایی تشکر از شما بزرگان را ندارد. امیدوارم خداوند متعال صبر و اجر به شما عنایت فرماید. یاد و خاطره مادربزرگ عزیزم گرامی باد.
سخنی با همسر عزیزم و فرزند دلبندم امیرحسین:
همسر گرامی و فداکارم مرا حلال نما و این را بدان که بسیاری از توفیقات معنوی و دنیوی که نصیب من شده همه اش از لطف و دعا و صبر و استقامت تو بود. همانا که گفته اند مرد در دامن زن به عرش می رود، گویای سیما و اعمال و رفتار توست. و این را هم می دانم که بهترین تعلیم و تربیت را به فرزندم خواهی آموخت و از تو می خواهم که به تمامی حساب و کتاب های من که از آن کاملاً آگاهی رسیدگی کن. ان شاءالله به لطف پروردگار حقی برگردن من در این دنیا نباشد و باقی نماند.
همسر عزیز و فداکارم بارها برایت گفته ام که در تمام لحظات زندگی ام خصوصاً پیاده روی اربعین و حرم اربابم ابا عبدالله الحسین(ع) و حضرت عباس(ع) برایت دعا کرده ام که ان شاءالله بهترین سعادت های دنیوی و اخروی نصیب گردد و باز در این سفر پر از عشق و معرفت در جوار حرم پر از رحمت و معرفت حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س)، برایت دعا می کنم که در این لحظه های تنهایی و در آن عالم محشر با بهترین و عزیزترین زنان عالم هستی که هم نام توست و مادر همه ماهاست که ان شاءالله من هم در لحظه مرگم به دیدارشان نائل شوم همنشین باشی و در روز قیامت از تو شفاعت نمایند. ان شاءالله
پسرم و عزیز دلم امیر حسین جانم، بابایی من: خیلی دوستت دارم زیبایی نگاهت و چشمانت هیچگاه فراموشم نمی شود. پسرم بابا رفت تا که حضرت زینب(س) تنها نماند، خانوم زینب(س) در کربلا تنها ماند. در کربلا ما نبودیم ولی حالا چی، اکنون کربلای دیگر آغاز شده اگر من بازم جا بمانم در آن روز حساب در برابر مولایم و پروردگارم و معبودم چگونه سر بالا بگیرم، آن هم با دست خالی و بی توشه...
امیدوارم ان شاءالله در این راه، توشه ای باشد برایم در آن روز حسرت و شرمندگی...
فرزندم امیرحسین بابا، تا می توانی به مادرت محبت کن و به او توجه نما و از حرفها و رفتارها و کردارش پند بگیر و آنگونه رفتار کن که خداوند دوست دارد و می پذیرد و تابع ولایت باش که انسان بی ولایت پوچ است و توشه ای به همراه ندارد. به نماز و واجباتت توجه کن و بدان که همیشه و همه جا خدا حاضر و ناظر بر اعمالت هست. برایم دعا کن و بدان من هم برایت دعا می کنم.
سخنی با برادران و خواهران عزیزم:
خدا را شکر می کنم که برادر شما بودم. برادران و خواهران عزیزم مرا ببخشید که نتوانستم برادر خوبی برای شما باشم. اگر از حقیر اذیت و آزار دیده اید حلال کنید و مراقب پدر و مادر باشید و برایم دعا کنید و ان شاءالله هرکجا هستید خداوند پشت و پناه شما و فرزندانتان باشد. ان شاءالله فرزندانتان که میوه وجودتانند همه شان موجبات سعادت و عزت شما باشند و در تمام لحظات زندگی خدا یارو یاور آنها باشد و آنها باید بدانند که سعادت دنیا و آخرت انجام واجبات و ترک محرمات است.
سخنی با پدر و مادر همسر عزیزم:
امیدوارم که حقیر را می بخشید چه کنم که عشق به معبود و اباعبدالله و حضرت زینب(س) بیش از این اجازه نداد در خدمت شما باشم و امیدوارم که این حقیر را حلال کنید و از همه محبتها و زحماتتان که برای زندگی مان کشیدید سپاسگزارم و از همه نزدیکان و اقوام شما نیز حلالیت می طلبم.
سخنی با دوستان و همه آشنایان:
از همه دوستان و همکاران و همه کسانی که به نحوی با آنها در ارتباط بودم حلالیت می طلبم و التماس دعا دارم و امیدوارم اگر حقی بر گردن شما دارم مرا ببخشید و حلال نمایید. و اگر حقی از شما بر گردن من است حتماً آن را به همسر و یا پدر و مادر و یا برادر و خواهرانم یادآوری نمایید تا دین شما ادا گردد. ان شاءالله
و بر همه واجب است مطیع فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولایت فقیه می باشد، باشند. چون دشمنان اسلام کمر همت بستند تا ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید، متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند و مگذارید که یک بار دیگر هم شیعه و شیعیان تنها بمانند همچون تنهایی های مولایمان حضرت علی(ع) و درد دل هایشان با چاه و مادرمان حضرت زهرا(س) در بین در و دیوار و اربابم اباعبدالله الحسین(ع) در کربلا و...
نصیحت می کنم قبل از اینکه مرا در قبر بگذارید بر روی قبرم مصیبت مادر غریبم حضرت فاطمه(س) و اربابم اباعبدالله الحسین(ع) را بخوانید و زمانی که تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه می برید تا می توانید ذکر مهدی(عج) و حضرت زینب(س) را صدا بزنید.
در آخر به یاد شهید بزرگوار سید احمد پلارک که با خدای خود می گفت: خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما، خدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شهدا شناختند به ما عطا فرما و شهدا را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق کن.
خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم والّا اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را بر می داشتی میدانم که هیچکدام از مردم. پیش من نمی آمدند. هیچ، بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم. خدایا به کرمت و به مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع رسیدن بنده به تو می شود. الهی العفو... الهم ارزقنی توفیق شهادت فی سبیلک - آمین

سایه مقام معظم رهبری مستدام باد
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
حقیر - محمد اتابه شب جمعه ۹۴/۱۰/۴