وصیت نامه شهید سجاد طاهرنیا

باسلام به امام زمان (عج) و نائب برحقش خامنه ای عزیز.

یک روز مانده به محرم ۹۴ و آغاز عملیات (در استان حلب سوریه)

“به نام آنکه عشق را آفرید تا ارباب عاشقان حسین شود”

دو توصیه از دو پدر شهید؛ چند سال پیش دو بزرگی که پدر شهید بودند به من توصیه کردند که دو چیز را هرگز فراموش نکنم:
۱- هر روز خواندن زیارت عاشورا
۲- قناعت کردن در تمامی کارها

پدر و مادر؛ با عرض سلام به شما عزیزان که تمام وجود و هستی خودتان را فدای تربیت بنده حقیر کردید. از شما عزیزان ممنون هستم ولی شرمنده که نتوانستم هیچگاه کنار شما باشم و خدمتی برایتان انجام بدهم. فقط می توانم بگویم ان شاءالله حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) اجرتان دهد و شفیع شما باشد، در آن روز سخت. مرا حلال کنید و این پسرتان را قربانی و فدایی، پسر ارباب بی کفن مان کنید، از خداوند برای شما صبر و سلامتی خواستارم و از شما خواهش می کنم مثل همیشه کمک و پشتیبان همسر و فرزندانم باشید. دوستدار شما: پسر شرمنده شما.

همسر عزیزم؛ با عرض سلام و خداقوت به شما که همه بار این زندگی و تربیت فرزندانمان بدوش شما می باشد. از حضرت زینب(س) و بی بی سه ساله برای شما آرزوی سلامتی و صبر و استقامت طلب می کنم. از شما بخاطر همه چیز ممنونم. از اینکه در تمامی مراحل زندگی پشت بنده ی حقیر بودی و مرا در تمامی لحظات یاری کردی از خدا می خواهم در آخرت با هم باشیم شاید سختی هایی که در زندگی با بنده کشیدی را جبران کنم. لطفاً فاطمه رقیه و محمد حسین را ولایی تربیت کنید و بهشان بگویید که من به چه اندازه دوستشان دارم. خداوند توفیق داد هر روز دو رکعت نماز برای عاقبت به خیری از روز اول تولد بچه ها تا الان خواندم، اگر در توان شما بود برایشان بخوانید. یادتان باشد در تمامی مراحل زندگی فقط توکل کنید به خدا و قناعت کنید و به هر چیزی که خداوند به شما داده راضی باشید و از کسی جز خداوند چیزی نخواهید. ببخشید که در لحظات سخت نبودم، هر چند وظیفه بنده بود. اما بخاطر همه سختی ها از شما عذرخواهی می کنم. از خط ولایت جدا نشوید و چادر این هدیه حضرت زهرا(س) را که امانتی دست شما هست، را پاسداری کنید. سلام مرا به پدر و مادرتان برسان و بهشان بگو تشکر میکنم برای همه چیز. دوست دارت آقایی.

شب تولد محمد حسین؛ نمیدانم چه حکمتی می باشد؟ از خداوند سی سال عمر هدیه گرفتم. اما خوب استفاده نکردم و فقط شاید افتخارم نوکری ارباب باشد و دختر سه ساله ایشان که دو فرزندم را هدیه ی این بی بی سه ساله می دانم. درست در شبی که محمد حسین متولد شد و درست در همان ساعت بنده توفیق زیارت این خانم را داشتم و حس خوبی در آن ساعات پیدا کردم. خدا را شکر و سپاس بخاطر این دو امانت.

فرزندانم فاطمه رقیه، محمد حسین؛ با عرض سلام به شما دو امانت خداوند که خدا میداند شما را چه اندازه دوست دارم و عاشقتان هستم. از شما خواهش می کنم که به مادرتان کمک کنید و درستان را بخوانید و در تمام مراحل زندگی فقط از خدا و ائمه کمک بخواهید. شما دو نفر عزیزتر از جانم هستید. شما را قسم می دهم که باعث روسفیدی مادرتان باشید. خانم فاطمه ی عزیز حجابت را همیشه رعایت کن. مثل مادرت چادر را که دست شما امانت است پاسداری کن. محمد حسین عزیز شما را ندیدم اما می دانم که شما هم مثل خواهرت هدیه ی حضرت رقیه(س) به من هستید. با اینکه خیلی دوست داشتم ببینمت اما نشد. چون من صدای کمک خواستن بچه های شیعیان را می شنیدم و نمی توانستم به صدای کمک خواستن آنها جواب ندهم. در همه مراحل زندگی برای شما دو نفر آرزوی موفقیت می کنم. از پدرتان راضی باشید. مادرتان را تنها نگذارید. گوش به فرمان امام خامنه ای باشید. به پدربزرگ و مادربزرگتان احترام بگذارید. دوست دارم خانم فاطمه حافظ قرآن و محمد حسین قاری قرآن شوند. دوستدار شما: پدری که همیشه به یادتان است.

خواهر و برادر و فرزندانشان؛ سلام. فقط می توانم بگویم که دوستتان دارم. از شما خواهش می کنم مواظب پدر و مادرمان باشید و همیشه به یاد امام زمان(عج) و پشتیبان امام خامنه ای باشید. مرا حلال کنید.

تقاضایی از فرماندهان؛ از فرماندهان خواهش می کنم اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد، اگر جنازه ام دست دشمنان اسلام افتاد به هیچ وجه حتی اندکی از پول بیت المال را خرج گرفتن بنده حقیر نکنند.

تقاضا از فرمانده عملیات یا حاج قاسم(سلیمانی)؛ از فرمانده محترم این عملیات و یا حاج قاسم در خواست دارم که (فرصتی) فراهم کنند (تا) خانواده این حقیر سراپا گناه را برای دیدار با امام و سیدمان ایجاد کرده تا شاید این کار باعث شود زحماتشان را تا حدی جبران کرده باشم.