14 بهمن - «انقلاب اسلامی-جوانان، خود باوری وپیشرفت علمی»

بحثِ این است که ما به خصال ملى خودمان، به امکانات ملى خودمان، به ذخائر فرهنگى خودمان، یک اعتماد به نفس عمومى داشته باشیم که به آن گفتیم اعتماد به نفس ملى - این حالت بایست در یکایک جوانهاى ما بروز پیدا کند؛ یعنى جوان ما وقتى که مى‌ایستد اینجا حرف میزند، باید اعتماد به نفس ملى خود داشته باشد؛ چون جوان، مظهر امید است. ادامه مطلب

خودباوری اصطلاحی است که امروزه در جامعه شناسی، روان شناسی و علوم تربیتی به کار می رود و منظور از آن یک حالت مثبت روحی و روانی است که در نتیجه احساس ارزشمندی در نفس انسان پدید می آید و او را آماده می سازد تا از طریق بهره گیری از لیاقت ها و توانمندی هایی که دارد به انجام وظایفی که برعهده اوست قیام نماید و در این راه، از مشکلات و موانعی که پیش می آید هراسی به دل راه ندهد. از این حالت روحی در فرهنگ اسلامی با تعابیری چون علو همت، مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و... یاد می شود. در واقع، خودباوری، باور به استعدادها، توانایی ها و نیروهای نهفته فطری درونی است که با اتکاء به آن، می توان به اهداف موردنظر در زندگی رسید و به آنان جامه عمل پوشاند. و مرحله عالی خودباوری، شکوفایی همه استعدادهای بالقوه فرد است.

اعتماد به نفس یا خودباوری یکی از شرایط روحی است که شخص در آن به خاطر تجربه‌های قبلی، به توانایی‌ها و استعدادهای خود در موفقیت انجام کارها بطور موفقیت‌آمیز اعتماد و یاور دارد. اعتماد به نفس انگیزه لازم برای شروع و ادامه کار را به شخص می‌دهد و همواره توانا بودن در انجام کار مورد نظر را به شخص گوشزد می‌کند.

از دیدگاه های مختلف خودباوری به اقسامی تقسیم می شود از جمله آنهاست:

1. خودباوری انسانی: اولین گام در خودشناسی، دست یافتن به این باور است که هر فردی به لحاظ این که انسان آفریده شده است، فراتر از سایر موجودات از یک سلسله ویژگی های برتر نظیر استعداد و ظرفیت و زمینه رشد فراوانی برخوردار است که اگر او به عنوان انسان از توانمندی هایی که دارد به نحو صحیح استفاده کند، می تواند به مقام خلیفة اللهی برسد مسجود ملائکه واقع شود. در مقابل، اگر در اثر غفلت ها و غرق شدن در لذائذ دنیوی و فراموش کردن منزلت واقعی خویش، دچار خودباختگی شود و از ارزش های انسانی و گرایش های متعالی تهی گردد، ماهیت حیوانی یا پست تر از آن پیدا می کند.

2. خودباوری اعتقادی: هر فردی در زندگی با یک سلسله اعتقادات قلبی و ایمانی زندگی می کند که این اعتقادات هویت فکری و فرهنگی او را شکل می دهند. بر این اساس، نظام زندگی هر فرد مسلمانی در چارچوب آموزه های دین مبین اسلام معنی و مفهوم می یابد. چرا که ما معتقدیم دین اسلام کاملترین برنامه ای است که از طریق به کار بستن آن، انسان به سعادت دنیوی و اخروی دست می یابد. بنابراین، یک جوان مسلمان مؤظف است پس از کسب آگاهی های لازم، از کم و کیف این برنامه انسان ساز و نیز یقین پیدا کردن به حقانیت آن زندگی خود را به گونه ای تنظیم کند که تمام تلاش های او در بستر دین سامان پیدا کند و در نهایت، به این باور برسد که رشد و کمال واقعی او جز در بستر احکام و مقررات دینی میسر نیست.

3. خودباوری ملی: هر ملتی دارای فرهنگ و تمدن خاصی است که در طول قرون متمادی در سایه تلاش های نخبگان آن شکل می گیرد. خودباوری ملی، در مقابل از خودبیگانگی و خودباختگی ملی مطرح می شود. گاهی افراد یک جامعه در اثر ناآگاهی و یا تحت تاثیر تبلیغات سوء و جذاب دشمنان، به سنت و باورهای ملی و فرهنگی خود پشت می کنند و از نمادها و ارزش های رایج در جوامع دیگر پیروی و تقلید می کنند. این کار به تدریج، راه نفوذ و تسلط همه جانبه بیگانگان را در عرصه های مختلف آن جامعه هموار می سازد. در نهایت، کیان و استقلال آن جامعه را با خطر جدی مواجه می سازد. در تاریخ جوامع اسلامی به نمونه های زیادی از این گونه جامعه ها برمی خوریم. ترکیه دوران آتاترک و حتی ترکیه امروز در مقابل غرب، و ایران دوره رضاخان و بسیاری از جوامع دیگر، مصداق روشنی از مردمی هستند که به خودباختگی ملی گرفتار آمده اند.

۴. خودباوری فردی نوعی دیگر از خودباوری، خودباوری فردی است که در قلمرو شخصیت افراد مطرح می شود. توضیح آن که هر فردی دارای استعداد و توانایی های خاصی است که اگر آنها را درست شناسایی کند و در زندگی از آنها به صورت مناسب بهره برداری نماید، در زندگی شخصی خود به تمام آمال واهدافی که دارد دست می یابد و در پیشامدهای زندگی نه دچار یاس و ناامیدی می شود و نه در برخورد با مشکلات احساس خود کم بینی به او دست می دهد. در نتیجه، به برکت این خودباوری و شکوفایی و تحقق آن فرد است که سست اندیشی و وابستگی بی جهت به دیگران از زندگی او به کلی دور می شود. و به یک استقلال فکری و عزت نفس کامل و اعتماد به نفس سازنده که موفقیت همه جانبه او را تضمین می کند دست می یابد.